آشکارا سینه را بشکافتی همچنان در سینه پنهانی هنوز
ملک دل کردی خراب از تیغ ناز اندران ویرانه سلطانی هنوز
هر دو عالم قیمت خود گفته ای نرخ بالا کن ارزانی هنوز
پیری و شاهد پرستی نا خوش است خسروا تا کی پریشانی هنوز
دنیای دون آلود...
در این دنیای طاقت سوز و توان فرسا
غم انگیزو ملال افزا
هوا آلوده ، ابر آلوده، آب و آتش آلوده
نسیم کوهساران با دم عیسی وش آلوده
نِی آلوده ، مِی آلوده نوای دلکش آلوده
شب و شمع و دم و دود و گُل و مُل هر شِش آلوده
شراب بی غش آلوده
صبو و ساغر و ساقی
شراب مانده از پیر مغان باقی
حدیث عشق و مشتاقی
همه بر باد رفته
قصه ها ، از یاد رفته
گشته حیران دِیر پیرو مانده حیران پیر دِیر
مستی و شوریدگی یادش بخیر
ای خوش آن خواب طلائی
آن خوشی های خیالی
رَسته از ایام و کابوس و لیالی
با پَری هم خوابگیها
با جنون هم خانگیها
وَز خِرد تا خادم خود کامگی، بیگانگی ها
تا خرد در خدمت خود کامگیست
در جهان عاقل تر از دیوانه کیست ؟
می روام ، می روم تا آشیان در گَنبد مینا بسازم
دور از این دنیا بسازم
دور از این دنیای دوزخ گونهء قیرینه روزن
زشت و زهر آگین زِ پاها تا به گرزن
در بهشت آرزو ها غرفه ای زیبا بسازم
خیمه ای از پرنیان ، خرگاهی از دیبا بسازم
دور از این دنیا بسازم
دور از این کانون پَستی
مروم با چیره دستی
تا بشویم دامنم را
لکهء پیراهنم را
تا گلستان مُردم گُل مژمرد و آمد برگ ریزان
خار با گُل شد ستیزان
میروم اُفتان و خیزان
تا جهانی بهتر از دنیا بسازم
گرچه کُولی بچه ای بی برگ و سازم
وا نشد هر گز به کس دست نیازم
من دگر در بی کرانها چون دو پیکر یکه تازم
آدم و این سر افرازی ؟
شهیر همت بنازم
می روم تا دور از شما انسان نُما ، درنده خو ها
وین زَننده رنگ و بو ها
خانه ای از اطلس و دیبا بسازم
کیست منظورم از این انسان نما ها ؟
عذر می خواهم ، جسارت می کنم آری شما ها
رفتم از دست شما تا چاره ء فردا بسازم
روز روشن از شب یلدا بسازم
می روم ، من می روم ، رفتم که رفتم
یا بسوزم یا بسازم
من بر افتاده ام از پای دگر همسفران ببرید از من وتنها بگذارید مرا
سرنوشت من و دل بی سر وسامانی بود بقضا وقدر اینجا بگذارید مرا
دل دیوانه عاشق نشود پند پذیر بهتر آن است به خود وابگذارید مرا
خود پرستی زشما دوست پرستی از من غم جان است شما را غم جانانه مرا
گر بگشتی به مراد دلم ای چرخ مگرد بی نیاز از تو کند گردش پیمانه مرا
عاقلان عیب من از باده پرستی مکنید عالمی است در این گوشه میخانه مرا
نمی گیرد کسی جز غم سراغ خانه ما را
بزحمت جغد پیدا میکند ویرانه ما را
از آن شادم که می آید غمش هر شب به بالینم
چه سازم گر که غم هم گم کند کاشانه مارا
خون میخورم از طعنه اغیار و بسم نیست
صد شکوه به دل دارم ویک هم نفسم نیست
خود کامه رفیقان تنگ حوصله رفتند
صد شکر که دیگر سر یاری به کسم نیست
فصل گل میگذرد هم نفسان بهر خدا بنشینید به باغی ومرا یاد کنید
یاد از این مرغ گرفتار کنید ای مرغان چون تماشای گل و لاله وشمشاد کنید
هر که دارد ز شما مرغ اسیری به قفس برده در باغ و به یاد منش آزاد کنید
آشیان من بیچاره اگرسوخت جه باک فکر ویران شدن خانه صیاد کنید
بیستون بر سر راه است مباد از شیرین خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید
جور و بیداد کند عمر جوانان کوتاه ای بزرگان وطن بهر خدا داد کنید
گرشد از جور شما خانه موری ویران خانه خویش محال است که ابادکنید
کنج ویرانه زندان شد اگر سهم بهار شکر آزادی وآن گنج خداداد کنید
کلامی پسند دلم ای دریغ نه گفتم نه بشنیده ام سال ها
من آن شمع خود سوز زندانیم که دزدانه تابیده ام سال ها
چو ابر پریشان در کوهسار چه بیهوده باریده ام سال ها
در این بوستان در خور آتش است گیا هی که من چیده ام سال ها
ز بی مقصدی چون یکی گردباد بهر سو گردیده ام سال ها
ز لبهای من خنده هرگز مجوی من این سفره بر چیده ام سال ها
این را به وضوح میتوان احساس کرد
در ۲۴ ساعت شبانه روز از رسانه ملی آگهی پخش میشود
اگر از تلویزیون و رادیو باز تبلیغ نمی شد
باز هم رسیدن انتخابات به وضوح معلوم بود همیشه این گونه بوده است
در تمام دوران گذشته همیشه قبل از انتخابات تمام کاندیداها از هر بهانه ای
برای تبلیغ استفاده میکنند.
بعضی ها اینقدر بی وجدان هستند که از نام شهیدان و امام حسین(ع)
استفاده میکنند.
باید پرسید آقای... نماینده...(یکی از شهر های جنوبی) شهیدی که در سال
۶۴ به شهادت رسیده و در یک روستای دور افتاده دفن شده بعد از این
همه سال و درست چند روز قبل از انتخابات باید برایش در روستا کنگره
بر گزار کرد. شما که خودتان چند سال به عنوان فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله
فعالیت داشتید الان باید یاد شهید وشهادت را زنده کنید.
دقیقا چند روز مانده به انتخابات ........
وای بر کسی که خون مطهر شهدا را دست اویز مسائل سیاسی کند
از این نمونه ها بسیار زیاد است
انواع واقسام وعده ها را به مردم میدهند.....
اما همینکه به صندلی قدرت در مجلس تکیه میزنند
و اولین فیش حقوقی میلیونی را میبینند همه چیز یادشون میره
فراموشی به سراغشون میاد
بعد از آن فقط منافع حزبی وشخصی ودیگر هیچ...


